نمیدونم از کجا و چه جوری شروع کنم ولی میخوام از کم توجهی های بهزیستی به مشکلات ونیازهایی که یه معلول داره بنویسم.
*اواخر سال پیش بودجۀ ۴ میلیارد تومانیِ مسکن معلولین و مددجویان به بهزیستی داده شد و از قرار معلوم به تعداد معدود و واجد شرایطی از معلولین و مددجویان داده میشد. عده ای از واجدین شرایط با هزار امید و آرزو برای وام اقدام کردند،ولی ازاون وقت تا حالا چندین ماه میگذرد و از وام هیچ خبری نشده.
*دوسال و نیمم هست که مستمریِ مددجویان از" ۲۵هزار تومان "بالا نرفته که هیچ،به موقع هم پرداخت نمیشه.شاید یکی گذران زندگیش با همین پول اندک باشه!.به قول یکی از کارکنان خود سازمان که میگفت:وقتی مستمری ها از تهران به حساب بهزیستی واریز می شه،اول حقوق کار مندان سازمان از مستمری مددجویان پرداخت میشه،بعد اگرآخرش پولی موند،مستمری عده ای رو میپردازن."چرا حقوق کارمندان کمی دیرپرداخت نشه؟چرا باید مددجو که از اسمش هم معلومه(جویای مدد)باید برای ۲۵هزارتومان ناقابل اینهمه تو انتظار به سر ببره؟"
*عده ای از خانواده ها که مثلا تحت پوشش بهزیستی هستند، فرزند یا همسر معلول دارن، ولی هنوز هم از "حق نگه داری" از معلول خود برخوردار نشدن.
*امکانات توانبخشی سازمان هم خیلی محدوده و دراختیار همۀ معلولا قرار نمیگیره و تا از هفت خان رستم رد نشیم چیزی بهمون تعلق نمیدن. سال ۸۵ شهرداری تهران ۴۰۰ دستگاه ویلچربه بهزیستی اون شهر اهدا کرد.سال پیش هم استاندارعزیز ارومیه قول مساعد داد تا ویلچر های معلولان را با هزینۀ خودش تهیه میکنه و معابر سطح شهر رو هم مناسب سازی خواهد کرد ولی گویا به قول خودشون عمل نکردن.
*خیلی از معلولا هستن که یا در حال تحصیل مدرسه هستن یا دانشجواند و هنوز هم مشکل پرداخت شهریه دارن که این ها همه در دستور کار سازمانه ولی تو بعضی موردها خیلی کم توجهی میشه.
تازه وقتی میخوای از کم کاری ها و مشکلاتت براشون بگی،وقتی میبینن یه چیزایی رو میفهمی،واسه این که خودشون رو از مشکلاتت دور کنن و یه جورایی از سرشون واکنن فوراً میگن:چقد میخوای؟؟؟یا میگن:وقت ندارم باشه یه روز دیگه حتماَ میشنوم مشکلت چیه،همین الان یه جلسۀ مهم دارم که باید برم و……
من نمیخوام مثِ یه عده باشم که میبینن ومیفهمند اما بی تفاوتن نسبت به آیندۀ خودشون و بغیه.
تازه اگه بخوام تمام مشکلات و اتفاق هایی که تو سازمان رخ میده رو بنویسم قد یه کتاب میشه.
راستی اگه بهزیستی نخواد به مشکلات ما و نیازهامون رسیدگی کنه ما باید از کدوم ارگان حل مشکلات یه معلول رو بخوایم؟؟؟
اینارو نوشتم شاید یه روز یکی از خواننده های وبلاگم رئیس بهزیستی باشه……امید وارم.
بخواب آروم که خورشیدم خاموشه
اونم باید بره چیزی پوشه؟
اونم طاقت نداره توی سرما
اونم قافل شد از حال دل ما
همه اینجا غریب اندر غریبند
همه از بی نیازی بی نسیبند
چه بی قانونِ قانونش
چقد بی برکتِ نونش
به نرخ مفتِ جون کندن شده چیزای ارزونش
همش بغض و همش بغضِ روی لبهای خندونش
نترس از دست بی قانونِ آدمهای دنیا
بخواب جونم که قانونِ آسمونی داره دنیا