http://teare.ir/index.aspx?siteid=24&pageid=599&newsview=17946

http://teare.ir/index.aspx?siteid=24&pageid=599&newsview=17946

همسایه ام میگوید:

چه فرقی میکند؟همه اش آدم مادمند.و من و ما با چنین مادمهایی ،مندگی میکنیم.

و مندگی چیزی شبیه به،زندگییست... .

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:22 توسط گلارا |

عبدالعلی کارنگ

شادروان عبدالعلی كارنگ

عبدالعلی كارنگ به سال 1302 ش. در تبریز دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان جا گذراند و سپس وارد دانشسرای مقدماتی گردید .
وی در سال 1320 به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و درسمت‌های آموزگاری، دبیری، مدرّسی مدارس عالی، ریاست دبیرستان و ریاست آموزش و پرورش در مناطق مختلف آذربایجان به خدمت خود ادامه داد.
شادروان عبدالعلی كارنگ در دو رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی و علوم تربیتی از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شده بود و سال ها در همان دانشگاه به تدریس پرداخته بودند. وی در عمر كوتاه ولی پربركت خود آثار بسیار نفیس و ارزشمندی برجای گذاشت و خدمات قابل توجهی به فرهنگ آذربایجان نمود. ایشان در سال 1350 بازنشسته گردیده و در سال 1358 دار فانی را وداع گفتند.
مهم ترین تألیف ایشان جلد اول كتاب آثارباستانی آذربایجان در سال 1351است كه در سطح كشور عنوان كتاب برگزیده ی سال را دریافت كرده بود. از دیگر آثار ایشان می توان به كتاب های ارزشمند تاتی و هرزنی در سال 1333 و دستور زبان كنونی آذربایجان در سال 1340 و تصحیح وقفنامه ی ربع رشیدی در سال 1357 و ترجمه ی كتاب تاریخ تبریز نوشته ی مینورسكی اشاره كرد.
استاد ایرج افشار در كتاب نادره كاران در باره ی آن مرحوم می نویسد:
یک سال پیش (بهار 1358) عبدالعلی کارنگ در تبریز در سنی نزدیک به پنجاه و شش و هفت وفات کرد. او متولد تبریز بود و دوستدار استوار شهر خویش، و از ادبا و دانشمندان فریفته به فرهنگ و مدنیت ایرانی. مردی نجیب و انسان تمام بود. در تحقیق و تتبع پیش آمده بود و کارهای باارزش او بیشتر در زمینه مطالعات مرتبط با خطه آذربایجان بود، به همین لحاظ خدمات منحصر و مفیدی عرضه کرد که ازو شایسته و برازنده بود.
درین سال های اخیر اوقات را به تجسس علمی و بازبینی در ابنیه و آثار تاریخی آذربایجان می گذرانید و درین زمینه کاری کرد که هیچ کس دیگر بدین حد از توفیق نرسید. حاصل زحماتش کتاب گران قدر آثار باستانی آذربایجان است که در سال 1351 توسط انجمن آثار ملی به چاپ رسید. کارنگ این کتاب را زیر نظر خود در تبریز تهیه و تدوین کرد و با دقت و ممارستی که در کارهای چاپی یافته بود آن را به ترتیب پسندیده و مطلوبی به چاپ رسانید.
کارنگ با امور نشر و چاپ آشنایی داشت، زیرا پایه گذار و مدیر شعبه مؤسسه انتشارات فرانکلین در تبریز بود و کتاب هایی چند به همت و هدایت او در آن شهر انتشار یافت.
کارنگ تا مریض نشده بود و قلبش از توان طبیعی نیفتاده بود، با شوق تمام در جلسات کنگره های تحقیقات ایرانی شرکت می کرد. قصدش بیش تر آن بود که دوستان و همفکران و همکاران را ببیند. در اغلب این سفرها، میرودود سید یونسی با او همراهی می کرد. خطابه های کارنگ در همه این کنگره ها شنیدنی و پرمطلب بود. حق آن است که مجموعه آن ها به انضمام مقالاتی که در مجله های ادبی و تاریخی تهران و تبریز نشر کرد در یک دفتر جمع و طبع شود. کارنگ سنوات خدمت دولتی را در معارف گذرانید و از کسانی است که نسبت به پیشرفت و توسعه کتابخانه ملی شهر تبریز شوق بسیار مبذول کرد و در مقام عضویت در شورای مدیره آن جا وجودی مؤثر بود.
آخرین کار ارزشمند آن مرحوم تصحیح قسمت مربوط به آذربایجان از وقفنامه ربع رشیدی است که به خواهش مرحوم مجتبی مینوی و من انجام داد و به چاپ رسید و تردید نیست کسی شایسته تر ازو شناخته نبود که بر اعلام جغرافیایی آن سامان وقوف داشته باشد و بتواند مشکلات تاریخی را به سرپنجه اطلاعات و شم بصیر خود و تسلط در متون روشن کند.
برای اطلاع بیش تر از شرح حال و آثار ایشان می توانید به جلد چهارم كتاب مهر معلم چاپ سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی و كتاب نادره كاران استاد ایرج افشار مراجعه فرمایید.

 

بر گرفته ازسایت رسمی رضا همراز

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:47 توسط گلارا |

دیگران فرمهای نقاشی ؛ گرافیک ؛ موسیقی یا متن  تورو می بینند .. حتی اگر منتقد اروپایی باشه
 
 
 
ولی من بدنبال یک حقیقت هستم ...
 
 
 
در همه جا دارم می گردم ..
 
 
در همه دنیا بی وقفه
ولی کم کم دارم مأیوس می شم از همه دنیا و کارهای به اصطلاح خلاقانه
 
 
ایکاش کسی بود و حقیقتی رو به منصه ظهور بگذاره .. ولی این اتفاق نخواهد  افتاد
s
چون همه مصنوعی هستیم 
 
و طبیعت ما چیزی مادون طبیعت گل یا درخت یا یک پرنده داره خودشو اعلام می کنه 
 
یک گل می دونه که گل هست ولی ما هرگز دریافت نخواهیم کرد که آدم آفریده شده ایم 
 
اینهمه کتاب اینهمه شعر اینهمه معماری و حتی علم و تکنولوژی و فلسفه جورو واجور اینهمه مجسمه از اینهمه انسان .. اینهمه انسان اینهمه اسم در تاریخ .. اینهمه هنوز نتونسته بگه که آدم محض کیه ؟؟ 
 
 
شاید هم انتظارم از زنده بودن خیلی زیاده و آدمیت اصلا یک  افسانه ست 
حتی اگر افسانه هم باشه ایکاش کسی بود که این افسانه رو بخوبی تعریف یا نقاشی و یا بنوازه 
 
ایکاش می شد زنده دل و یا رادمردی پیدا کرد که از آدمیت چیزی تجلی کنه 
 
ولی افسوس
 
هیچکس زنده نیست و قصد هم نداره زنده باشه ...
 
                                                                        پوشکین میمندی نژاد

برچسب‌ها: هنر, نقاشی میمندینژاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:25 توسط گلارا |


یکی به طنز می گفت: در بعضی از کشورها اگر به مشکلی حل نشدنی و سخت برخوردی و نتوانستی از آن رهایی یابی یک راه تضمین شده داری تا همه کمکت کنند.

آن هم این است که روی صندلی چرخدار بنشینی، آن وقت دیگر شک نداشته باش که نه تنها پلیس یا اهالی شهرداری که همه شهر به یاری ات می شتابند.آن وقت می فهمی که شان و ارزشی بالاتر از یک شهروند داری    .   
توجه به حقوق معلولان در ایران و این اندیشه که معلولان باید از حقوق خاص متناسب با شرایط خود برخوردار باشند، پدیده جدیدی نیست و به سالهای دور برمیگردد. به طور کلی3 دوره تاریخی را در زمینه برخورد با معلولان مشخص کردهاند؛ دورهای که آنان را از جامعه طرد میکردند، برخورد نامناسبی با آنان داشتند و حتی در مواردی آنان را از بین میبردند.دوره اول مربوط به رواج اندیشه های داروینیسم و فاشیسم می شد که اعتقاد بر این داشتند کسانی که هیچ قدرت و توانایی برای اداره امور ندارند باید از صحنه اجتماعی دور شوند .توجه بیشتر به این قشر از جامعه مدیون جنگ جهانی اول و دوم است که با نام پیشرفت اراضی و توسعه اقلیمها، باعث شد عده ای نقص عضو و خانه نشین شوند. در کنار این عامل اغلب معلولیتها ناشی ازبیماری فلج اطفال ، سوء تغذیه، فقر، عدم مراقبتهای بهداشتی - آموزشی و دیگر عواملی توسعه نیافتگی جوامع است.اما دوره سوم که در قرن بیستم شکل گرفت مبتنی بر این دیدگاهها بود که معلول جزئی از جامعه است و باید فرصتهای برابر در اختیار او گذاشت و زمینه مشارکت هرچه بیشتر او را در جامعه فراهم کرد تا بتواند همانند سایر افراد جامعه زندگی کرده و فرد مفید و مؤثری باشد. از آن جا که نگرش سنتی جامعه، معتقد به ترحم و دلسوزی است، ارائه خدمات به معلولین را نمی توان صرفاً عملی نیکوکارانه و نوع دوستانه دانست، زیرا که این امر مسأله جدّی، اساسی و یکی از وظایف دولت است.اظهار نظر تخصصی مجلس در تاریخ 16 مرداد سال 86 نخستین علامت امیدبخش نسبت به امضای کنوانسیون حقوق معلولین ازسوی جمهوری اسلامی ایران است.بیتردید تصویب این قوانین گامی مهم در جهت فراهم کردن زمینه مشارکت معلولین در جامعه و بالا بردن کیفیت زندگی آنان است ولی به خاطرمشکلاتی که کشورهای در حال توسعه با آن مواجه هستند، یعنی نبود پشتوانه اجرایی کافی و محکم، سبب میشود تا از تاثیر این قوانین کاسته شود و نتوان به حل مشکلات تمام معلولین در کشور امیدوار شد.با تصویب کنوانسیون، هر کشوری ملزم خواهد شد قوانینی به اجرا درآورد که حقوق بشری معلولین را بدون تبعیض به رسمیت بشناسد. این اقدامات شامل قوانین ضد تبعیض، لغو قوانین و رفتارهایی که در حق معلولیت تبعیض روا میکند و همچنین در نظر گرفتن نیازهای معلولین در حین اجرای برنامهها و سیاستهای جدید است. به علاوه، خدمات، کالاها و امکانات باید در اختیار معلولین قرار بگیرد.با اینکه بر اساس قانون، سازمانها و شرکتهای دولتی موظفند سه درصد جذب نیروهای خود را به معلولان اختصاص دهند اما در عمل این قانون اجرا نشده است. با وجود همه تمهیدات در نظر گرفته شده هنوز اشتغال معلولان از مهمترین مشکلات آنهاست و بسیاری از افراد معلول نیز در مشاغل پایین فعالیت میکنند و هنگام تعدیل نیروی انسانی معمولاً از اولین گروههایی هستند که کنار گذاشته میشوند.اکثر معلولان جهان با مشکلات فیزیکی، فرهنگی و اجتماعی بسیاری روبرو هستند ولی موانع استفاده از تسهیلات شهری و نگرش عوامانه و غیر کارشناسانه اجتماعی نسبت به معلولان، آنان را تا حد زیادی از زندگی و روابط اجتماعی دور می کند.پذیرش دو مفهوم " یک جامعه برای همه در تمامی سنین " و " شهر بدون مانع " در سازمان ملل متحد و نهادهای بین المللی که با جدیدت تمام از سوی سازمان های غیر دولتی معلولین مورد پذیرش قرار گرفته است تا حدی می تواند درمدیریت ساخت شهری موثر قرار بگیرد .معلولین نیز مثل تمام شهرنشینان از حقوق شهروندی برخودارند بنابراین باید در خارج از قالب های کلیشه ای نیازها و ویژگی های آنها را شناخته تا در سایه این شناخت، حقوق این قشررا بپذیریم و بدانیم که شهروندان با یکدیگر متفاوتند و به تبع آن ، نیازهای متفاوت نیز دارند.برای تسریع در نگرش و در حل موانع آنها در اجتماع باید عواملی مانند سازمان های غیر دولتی، تشکل های مردمی در قالب انجمن، کانون و موسسه به وجود آید تا با رشد و بالندگی، جامعه را برای تغییر نگرش آماده سازند که از بهزیستی که از اولین نهادهای حمایتی معلولین است و به شکل دولتی اداره می شود انتظارات زیادی را در ذهن مردم به وجود آورده است. اما این نهاد به خاطر نارسایی هایی که  از لحاظ مدیریت نامناسب و کمبود امکانات داشته نتوانسته به خوبی اهداف خود را در جامعه عملی سازد.بنابراین باید پیش زمینه های اجتماعی موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه فرصتهای یکسان برای زندگی و فعالیتهای خود در اجتماع مستقل از موسسات خیریه و نهادهایی از این دست به سر برند. امروزه دسترسی به فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی بیش از همه فرصتهایی برای افراد دارای معلولیت فراهم می کند، از آنجایی که گسترش و توسعه اینترنت نیازمندی های این افراد را بیشتر در معرض توجه قرار می دهد و می تواند مشکلات جابه جایی این افراد را حل کند، یکی از ضروریات محسوب می شود.ودر ادامه باید گفت که تعمیممفهوم شهروندی برای شامل شدن حق "، مستلزم اصولی رسمی برای تضمین حقوق کامل شهروندی فرهنگی برای افرادی است که درحال حاضر معلول به شمار میآیند. اندیشهی "بازنمایی تکریم شده" ذاتا با حقوق مدنی و اجتماعی درهم تنیده است. یک محیط ساخته شدهی غیرمعلولْگرا بدانوسیله میتوانست کاملا بازگوکنندهی حقوق مدنی افراد معلول باشد، اما درعمل قادر نیست از مقولات زیباییشناسی و روانشناسی جدا شود.

 و در پایان روی حرفمان با مسعولین و آقایان به اصطلاح مدیر میباشد:

 رنج  تبعیض جنسی کمتر از رنج تبعیض ملی نیست. از عریکه مردانگی تان کمی پایین بیایید و نیم دیگر انسان ها را که معلول هستند و فراموششان کرده اید با حقوق پایمال شده شان ببینید. آیا به غیر از این است که رهایی انسان ها از تمام قید و بند های ظالمانه و تبعیضات گوناگون به همکاری و مشارکت همه انسان های در بند نیاز دارد؟

 گلارا تاملی

برچسب‌ها: ایرانی برای همه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ساعت 11:51 توسط گلارا |

مطالب قدیمی‌تر